ادبیات دوره اول متوسطه(ارسطو-اهواز)
مطالب کمکی درآموزش کتاب های فارسی هفتم وهشتم ونهم 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

     درس اول                 ص 10                                                                              


معنای مصرع اول
 : به نام خداوندی آغاز می کنم که دو نعمت بزرگ عقل و جان را به انسان عطا کرده است زیرا فکر و اندیشه انسان نمی تواند فراتر ازاین برود

معنای مصرع دوم : به ذهن و اندیشه انسان ،سخنی بالاتر ازاین خطور نمی کند که سخنش را با نام پروردگاری آغاز کند که به انسان جان و خرد بخشیده است.

معنای مصرع سوم : خداوند متعال صاحب اسما و صفات و القاب متعدّد و آفریننده ی جاو مکان(عالم هستی) است.

معنای مصرع چهار : اوست که روزی دهنده موجودات عالم و هدایت کننده آنهاست.

معنای مصرع پنجم : خداوند متعال افلاک هفتگانه ( قمر، عطارد، ناهید، خورشید،مریخ ، مشتری، زحل) و آسمان در حال حرکت را آفریده است

 


 

معنای مصرع ششم : و اوست که به خورشید و ماه و ستارگان نور و روشنی بخشیده است.

معنای مصرع هفتم :با چشمان و وجود جسمانی و مادّی نمی توان خدا را درک کرد

معنای مصرع هشتم : پس برای این کار بیهوده به چشمانت زحمت مده.

معنای مصرع نهم :انسان حتّی با افکار تیزو اندیشه های باریک بین نیز نمی تواند به وجود خداوند متعال دست یابد

معنای مصرع دهم :زیرا که ذاق اقدس پروردگار فراتر از محدوده اسما و نام ها و مکان ها است. ( خداوند لامکان است.)

معنای مصرع یازدهم : هیچ کسی نمی تواند خداوند متعال را آنگونه که شایسته درگاه اوست،

معنای مصرع دوازدهم :ستایش کند پس تو باید کمر بندگی و اطاعت از او به میان ببندی و در بندگی و عبادت او تلاش کنی.

معنای مصرع سیزدهم : هر کس دانش کسب کند در زندگی موفق خواهد بود

معنای مصرع چهاردهم : با کسب علم فرد پیر مانند جوانی توانا زنده خواهد بود

سجاد اسکندری

شعرصحفه 13

 بامدادی که تفاوت نکند لیل ونهار                        خوش بوددامن صحراوتماشای بهار

صبحی که طول شب وروزآن یکسان است<اول بهار>لذت بخش ودلپذیراست

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است                       دل نداردکه ندارد به خداونداقرار

تمام دنیاآفرینش خداونداست وکسی که به وجودخداوند باورندارددلی ندارد

کوه ودریاودرختان همه درتسبیح اند                    نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

همه هستی درحال ستایش خداوندهستنداماهرشنونده ای این رادرک نمی کند

خبرت هست که مرغان سحرمی گویند:             آخرای خفته سرازخواب جهالت بردار

خروس ها هنگام آواز می گویند ازخواب جهل ونادانی بیدارشو

تاکی آخر چوبنفشه سرغفلت درپیش؟                 حیف باشدکه تودرخوابی ونرگس بیدار

تاکی می خواهی مثل گل بنفشه سربه پایین باشی وهیچ خبرنداشته باشی حیف است

که تواند که وهدمیوه الوان ازچوب؟                   یاکه داند که برآروگل صدبرگ ازخار؟

جزخداچه کسی می تواندازچوب خشک میوه های رنگارنگ به وجودآوردیاازخارگل صدبرگ ایجاد کند

عقل حیران شودازخوشه زرین عنب                 فهم عاجزچودازحقه یاقوت انار

عقل ازخوشه طلایی رنگ انگور شفت زده می شودوفهم ازدرک میوه های انارکه مثل جواهرهستندناتوان می گردد

پاک وبی عیب خدایی که به تقدیرعزیز               ماه وخورشیدمسخرکندلیل ونهار

خداوندی که به فرمان عزیزوگرانقدرش ماه خورشید شب وروزرامطیع خودکرده است

تاقیامت سخن اندرکرم ورحمت او                      همه گویندویکی گفته نیاید زهزار

اگربازهمه موجودات تاقیامت شکربگویندبازهم کم است

نعمتت بارخدایا زعددبیرون است                      شکر انعام توهرگزنکنیدشکرگزار

آن قدررحمت های خداوندبسیاراست که انسان هرگزنمی تواندشکرگذارباشد

سعدیا راست روان گوی سعات بردند                 راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

ای سعدی درست کاران سعاتمندان پیروزشدندتوهم درست رفتارکن زیرا انسان بدکاران رابه منزل نمیرسد

 

------------------------------------------------------------------------------------------

ص22

معنی شعر پرواز

1.مرغ با فروتنی از کرم پرسید:تا کی در پیله ی خویش می مانی و تار می بافی؟

2.تا کی می خواهی گوشه گیر،در کنج خلوت خود باشی؟و تا کی در زندان در بسته ی تن (پیله ی کرم ابریشم)می مانی؟

3.کرم پاسخ داد:من در فکر رهایم و به همین سبب به این حالت خمیده (در پیله)خلوت کرده ام و نشسته ام.

4.هم سن و سال های من پروانه شدند و از این قفس پرواز کردند و دیدنی و زیبا شدند.

5.من در زندان و خلوت نشسته ام تا بمیرم یا (پروانه شوم)و  پر و بالی برای پریدن در آورم.

6.اکنون مرغ خانگی چه بر سر تو آمده که هیچ تلاشی نمی کنی و پرواز نمی کنی؟ 

(مرغ خانگی نمی تواند پرواز کند)

ص26                                                                                             

بیت1
دوره جوانی دوره کار و شایسته بودن است دوره ی غرور و خیال بافی نیست.
بیت2
دوره ی جوانی مثل کالایی است که وقتی ان را از دست دادی در  بازار همچین کالای گرانبهایی وجود ندارد.
بیت3
دوره ی جوانی را با ارزش بدان و به جز راه حقیقت و درست را جست و جو مکن زیرا فرصت یک بار است و بار دیگر وجود ندارد
بیت4
از راه راست بر راه کج منحرف نشو وقتی(برای رسیدن به مقصود) در وجود دارد دیگر نیاز به(کج روی و انحراف)دیوار نیست
بیت5
بردباری و تلاش را از انسانهای ازاده و جوانمرد یاد بگیر زیرا اموختن عیب و ننگ نیست
بیت6
تا زمانیکه در دل تو تیرگی و الودگی گناه و غفلت وجود ندارد(از فرصت استفاده کن)واز روی اگاهی و بینش(وبا چشم دل)به خود توجه کن(برای خودشناسی و پاکسازی درون از بدی ها تلاش کن)
بیت7
دانه و خوشه به مرور زمان تبدیل به خروار(تعداد بسیار زیاد)میشود هر خوشه که از ابتدا زیاد نیست.(مفهوم این بیت به بردباری و شکیبایی و تلاش پی در پی سفارش میکند. یاداور ضرب المثل:قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
بیت8
همه ی کار روزگار درس و پند دادن است افسوس که شاگرد هوشیار و اگاهی(برای پند گیری)وجود ندارد

ص58

1.روزی می رسد که یوسف گم شده به زادگاه خود باز گردد.پس بهتر است غم نخوری.در ان روز غم ها و اندوه های تو همه به شادابی تبدیل می گردند.پس بهتر است غمگین نباشی.

2.ای دل رنج کشیده ،بیهوده ناراحتی به خود راه مده.مطمئن باش حالت بهتر می شود.پس وضع خود را بدتر از این مکن.این پریشان حالی و آشفتگی تو بهبود می یابد وهمه چیز به ارام وقرار ونظم خود دست پیدا می کند.

3.اگر چرخش زمانه مدتی طبق خواسته ی ما به گردش در نیامد،ولی مطمئن باش که حال زمانه به یک شکل باقی نمی ماند پس ناراحت نباش و اندوه نخور.

4.ای انسان!نا امید مشو.زیراتو از رازهای پنهانیخبر نداری،بدان که در عالم غیب و ملکوت سرنوشت ها و مقدرات پنهانی وجود دارد.پس ناراحت مباش و اندوه مخور.

5.ای دل !اگر نیستی و نابودی همه جهان را از بین ببردتو نباید غمگین باشی و ادوه بخوری زیرا حضرت نوح  ع کشتیبان توست و تو به او تکیه کرده ای پس تو را سالم به سر منزل مقصود می رساند.

6.اگر هدف تو از اینکه در بیابان به حرکت در آمده ای رسیدن به کعبه و خانه ی خداست پس از رنج و دردی که در راه به آن ها گرفتار می شوی (مانند خار مغیلان )ناراحت مشو.و اندوه مخور

7.اگرچه راه بسیار نا امن وخطرناک است و مقصد بسیار دور است ولی هیچ راهی نیست که بی پایان و بی سرانجام باشد پس ناراحت نباش و اندوه نخور.

8.ای حافظ!تا زمانی که با تهی دستی و تنهایی و در شب های تاریک مشغول ذکر خداوند و دعا و قرائت قرآن هستی ،به دلت غم راه مده اندوه نخور.

 

 

صفحه 64

همی خواهم از کردگار جهان                                        شناسندة آشکار و نهان

معنی: از خدای بزرگ که آفرینندة جهان است و پنهان و آشکار جهان را می شناسد، می خواهم.

که باشد ز هر بد، نگهدارتان                                          همه نیک نامی بود یارتان

معنی: خدا شما را از هر گزند و آسیب در امان نگه دارد و همیشه نیک نامی یار و یاورتان باشد.

صفحه 65

ندانی که ایران، نشست من است                            جهان سر به سر، زیر دست من است

معنی: نمیدانی که سرزمین ایران محل زندگی و حکومت من است، سراسر جهان گسترده زیر دست من و تحت فرمانروایی من است.

همه یکدلانند، یزدان شناس                                         به نیکی ندارنداز بد، هراس

معنی: مردم ایران در هر قوم و قبیله ای که هستند، خدای یگانه را پرستش می کنند و با نیک نامی از بدی و پلیدی هراسی ندارند و یکدلند.

دریغ است ایران که ویران شود                                      کنام پلنگان و شیران شود

معنی: حیف است که ایران از بین برود و محل زندگی پلنگ ها و شیرها شود. (محل زندگی و اشغال دشمنان گردد)

 

 چو ایران نباشد، تن من مباد                                         در این بوم و بر، زنده یک تن باد

معنی: اگر قرار است ایران نباشد، من نیز نباید زنده باشم. نه تنها من، بلکه در این سرزمین کسی زنده نباشد بهتر است. (با نبود سرزمین ایران، دیگر ایرانی وجود نخواهد داشت.)

 همه سر به سر، تن به کشتن دهیم                             از آن به که کشور، به دشمن دهیم

معنی: اگر ما یک به یک کشته شویم و در راه وطن جان افشانی کنیم و شهید شویم، بهتر از آن است که کشور عزیزمان به دست دشمن بیفتد.

 

ص64و65

 

از خداوند وافریننده جهان که شناسنده وداننده آشکار نهان است می خواهم که از هر بدی وآسیب نگه دار شما باشدو سراسر نیک  نامی وعاقبت خوب یار وهمدم شما باشد.

 

نمی دانی که ایران  جایگاه ، وطن ومحل نشست من است وجهان وهستی ، به طور کامل ، در اختیار وزیر دست من است.

 

همه یک دل، متنحد ویزدان شناس هشتند وبه خوبی وخوشی وشجاعت از بدی ترس ندارند.

 

بسیار حیف است که سرزمین ایران ،ویران ونابود شود وجایگاه حیوانات درنده ووحشی شود .

 

آرزومندم که اگر قرار باشد که ایران نابود شود ، وجود من هم از بین برود ودر این سرزمین حتی یک نفر هم زنده نماند.

 

اگر تمام ایرانیان کشته شویم وجانمان را برای کشورمان فدا کنیم .از آن بهتر است که کشورمان رابه دست دشمن دهیم .

ص68

درس دوازدهم                دور اندیشی
بیت 1 :
·         کودکی از جمله آزادگان                             رفت برون با دو سه همزادگان
معنی : کودکی از خانواده ی انسان های نجیب و اصیل با دو سه نفر از هم سن و سالهای خودش ، برای بازی کردن ، بیرون رفت .
بیت 2 :
·         پای چون در راه نهاد آن پسر                     پویه همی کرد و درآمد به سر
معنی : وقتی که آن پسر بچّه شروع به حرکت و دویدن کرد ، با سر به زمین خورد.

بیت 3 :

·         پایش از آن پویه در آمد ز دست                        مهر دل و مهره ی پشتش شکست
معنی : به هنگام دویدن ، کنترل خود را از دست داد و مهره ی کمرش شکست و علاقه اش به بازی از بین رفت.

بیت 4 :

·         شد نفس آن دو سه هم سال او                تنگ تر از حادثه ی حال او
معنی : به خاطر این حادثه ( زمین خوردن آن کودک ) آن دوستان هم سن و سالش ، احساس ناراحتی و اندوه می کردند.
بیت 5 :
·         آن که ورا دوست ترین بود گفت                   در بن چاهیش بباید نهفت
معنی : نزدیک ترین دوستش گفت : باید او را در داخل چاهی عمیق ، بیندازیم.
بیت 6 :
·         تا نشود راز چچو روز آشکار                   تا نشویم از پدرش شرمسار
معنی : تا این حادثه برای کسی آشکار نشود و ما پیش پدرش شرمنده نشویم.
بیت 7 :
·         عاقبت اندیش ترین کودکی                  دشمن او بود از ایشان یکی
معنی : یکی از بچّه هایی که دشمن او بود ، کودکی آینده نگر و زیرک بود.

بیت 8 :

·         گفت : « همانا که درین همرهان                   صورت این حال نماند نهان »
معنی : آن کودک آینده نگر گفت قطعا این موضوع در میان این دوستان همراه ، پنهان نمی ماند.
بیت 9 :
·         چون که مرا زین همه دشمن نهند                       تهمت این واقعه بر من نهند
معنی : چون که از میان همه ی بچّه ها ، مرا دشمن او می دانند ، پس به من بد گمان می شوند.
بیت 10 :
·         زی پدرش رفت و خبردار کرد                    تا پدرش چاره ی آن کار کرد
معنی : به سوی پدرش رفت و او را از ماجرا آگاه کرد تا این که پدرش برای آن کار ، چاره ای بیندیشد.

بیت 11 :

 هر که در او جوهر دانایی است                 بر همه چیزش توانایی است
معنی : هرکسی که در او گوهر دانایی وجود دارد ، توانایی انجام هر کاری را دارد .

بیت 12 :
·         دشمن دانا که غم جان بود                     بهتر از آن دوست که نادان بود
معنی : دشمن دانایی که سبب غم و اندوه انسان باشد ، از دوست نادان بهتر است.

 

 

معنی شعر105                                                        آشنای غریبان                                                          ازشادابی توکه چشمه ها پرجنب جوش است    از مظلومیت تو است که موج ها ارام است                                                                                انسان های تشنه علم را توسیرراب میکنی   کشیدن رنج های ریگ های بیابان به دلیل صبر تو است                                                با شنیدن نام توگیاهان رشد میکنندوشاداب می شوند     به این دلیل است که برگ باران تورامیشناسند                        توهم گل های باغ شهادت را میشناسی       وهم تمام گل ها(شهیدان) تورا میشناسن                                                                دیگر غریب بودنت تمام به پایان رسید       تو آشنای بی اشنایان هستی                                                          کاش من هم در زمان تو زندگی میکردم     خیابان های مشهد مقدس ازتو شناخت دارن                                                         

  

: معنی شعر کتابه فارسی صفحه106

معنی :بارسیدن زمان تولد حضرته مهدی {عج} گویی بهار جان بخش ازراه رسید وجان ها زنده شدند. پس از جای خود بلندشو زیرا عید عارفان و عاشقان ازراه رسید                                      2:باجامعه ویژه عارفان و درویشان ارام و ساکت در گوشه ای منشین به پا خیز زیرا جهان از نو زنده شده است

3:گلستان از شادی طرب پراز گل های لاله شده است زیرا پادشاه زمین و اسمان از راه رسیده است

4:اماده باش که مطابق فرمان او باشی و به هوش که نجات بخش تمام هستی از راه رسید

معنی شعر :بود قدرتو افزون از ملایک صفحه ی 118

 

خدایا ولی دارم که خواستاروخواهان محبت است .از دل من بازار مهرومحبت کرم است

برای دلم لباس به اندازه دوخته ام .لباس دلم با تارو پود محبت بافته شده است

هم درد وهم درمان از دوست خداست رسیدن به یار ودوری از یار هردو از دوست است

اگر قصاب پوستم رااز تنم جدا کند هرگز جانم از دوست جدا نمی شود

گاهی گذر به قبرستان می افتد درانجاارامگاه مردم ثروتمند ونیازمند رامی دیدم

می دید که هیچ انسان نیازمندی بدون کفن دفن نشده است همچنین  هیچ انسان ثروتمندی بیشتر از یک کفن با خود نبرده است.

ای دل ،چرا از خداوند پاک ومنزره بیخبری از این بی خبری چه فایده ای میبری

واز این که فرمانبره نفس اماره وشیطان هستی ، چه استفاده ای میبری

ارزش انسان بالا تر از ارزش فرشته هاست تو قدرت و منزلت وارزش خودت را نمی دانی، چه فایده ای دارد

کاری نکن که با مشکل روبرو شوی و دنیا به این بزرگی در نظرت دتنگ وتاریک باشد

اغز زمانی که در روز قیامت پرونده ات را برسی میکنند و نامه ی اعمالت را میخوانند تو نامه ی خود را ببینی و خجالت بکشی

 

 

ص118

بود قدرتو افزون از ملایک

*دلی دارم که خریدار محبت است وبازار محبت به خاطر او رونق دارد
*لباسی برای دل دوختم که پود پارچه اش از رنج وتار ان از محبت است
*درد ودرمان و وصل وهجران من همه بخاطر وجود یار است
*اگر قصاب پوست تنم را بکند باز هم جانم از جان یار جدا نمی شود
*گاهی از قبرستان گذشته ام وقبر انسان های ثروتمند وفقیر را دیده ام

*نه فقیری بدون کفن خاک شده ونه ثروت مند توانسته با خود بیش ازیک کفن برده
*ای دل از خداوند غافلی چه فایده دارد؟فرمان بر نفس خود و شیطان هستی چه فایده دارد
*ارزش تو از فرشتگان بیش تر است اما تو ارزش خود را نمی دانی چه فایده دارد
*کاری نکن که دچار مشکل وسختی شوی ودنیابااین گسترده ای به نظرت تنگ وناراحت بیاید
*وقتی فرداقیامت فرا رسیدوفرشتگان نامه اعمال توراخواندن توازدیدن کارهایت خجالت زده می شوی

-------------------------------------------------

ص146

1-بیاتاتمام وجودخداوندراپرستش کنیم 
زیرابعدازمرگفرصت چنین کاری رانداریم

2-ای پروردگاربخشنده باروزی توپرورش یافته ایم
وبه لطف وبخشش توعادت کرده ایم

3-تومارا دردنیاعزیزوگرامی داشتی
ودرجهان آخرت نیزهمین چشم راداشته باش

4-خدایابالطف ومهربانی خودبپزیر
وازدرگاهت دورنکن زیرا من غیراردرگاه تودرگاه دیگری ندارم

 

5-خدایانوربصیرت وایمان رادربرابرم قرارده
مراازانجام کارهای ناشایست دورکن

6-خدایا مراباخواری وپستی اردرگاهت دورنکن زیراهیچ درگاهی جردرگاه توبرای رمن قابل تصوّرنیست

 

ص146

1-بیاتاتمام وجودخداوندراپرستش کنیم 
زیرابعدازمرگفرصت چنین کاری رانداریم

2-ای پروردگاربخشنده باروزی توپرورش یافته ایم
وبه لطف وبخشش توعادت کرده ایم

3-تومارا دردنیاعزیزوگرامی داشتی
ودرجهان آخرت نیزهمین چشم راداشته باش

4-خدایابالطف ومهربانی خودبپزیر
وازدرگاهت دورنکن زیرا من غیراردرگاه تودرگاه دیگری ندارم

5-خدایانوربصیرت وایمان رادربرابرم قرارده
مراازانجام کارهای ناشایست دورکن

6-خدایا مراباخواری وپستی اردرگاهت دورنکن زیراهیچ درگاهی جردرگاه توبرای رمن قابل تصوّرنیست

[ ٩ آذر ۱۳٩٤ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ ارسطو ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بانظرات خودمارادربهترشدن وبلاگ یاری نمایید. باارسال نمونه سؤال ومطالب ارزنده وکمکی در تدریس ازطریق نظردادن وایمیل ما را یاری نمایید. masoodarastoozadeh@gmail.com
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

اختصاصی --------------- آب وهوا